میلاد حضرت علی اکبر(ع)

گرفته در دست، قمر آینه
تا تو کنی نگاه، در آینه

قدرِ شبِ قدر ز گیسوی تو
قبله ی ارباب یقین روی تو

ملاحت روی نبی در رخت
کلیم دلباخته پاسخت

گل ز رخ تو رنگ و بو وام کرد
چهر تو روز مهر را شام کرد

جوانی و به رهروان پیر عشق
اکبری و طنین تکبیر عشق

یم چو حبابی است به پیش نمت
مسیح را چشم شفا از دمت

ماه خجالت زده ی چهر توست
مهر دلش لبالب از مهر توست

مور تو را فخر سلیمانی است
خضر پی لبت بیابانی است

سرو، سرافکنده ی بالای تو
چشم ملائک به کف پای تو

یوسف اگر روی تو را دیده بود
بساط حُسن خویش بر چیده بود

داغ دل لاله به صحرا تویی
مایه ی مجنونی لیلا نویی

حسین، خود به عالمی دلبرست
و آن که برد دل از حسین اکبرست

 ای حجرالاسود ما خال تو
قبله نمای کعبه تمثال تو

 چشم و دل خامس آل عبا
قامت تو قیامت کربلا

اذن جهاد اگر تو را داده بود
هزار سر به پایت افتاده بود
 
پ.ن: بخشی از مثنوی زیبای "داغ دل لاله" اثر حاج علی انسانی

/ 0 نظر / 38 بازدید